![]() |
![]() |
|
| متن های عاشقانه و شعر های دوست داشتنی |
|
به نام آنکه خوشبختی ام تسلیم یک نگاه اوست آن شبها که دست به دعا بودم انتظار جز نگاهش نداشتم اما نشد در آن شب مهتابی تابان که عهدی را بستم این روزها همه را شکستی چه خیالی چه امیدی نمی دوانم . نمی دانم اما امیدی هست شاید ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/10/01ساعت 5 بعد از ظهر توسط محسن و مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
متنهای عاشقانه و شعر های دوست داشتنی
|
| نوشته های پیشین |
|
85/11/01 - 85/11/07 85/10/22 - 85/10/30 85/10/05 - 85/10/21 85/10/08 - 85/10/14 85/10/01 - 85/10/07 85/09/22 - 85/09/30 |
| نویسندگان |
|
مهسا محسن |
|
RSS
|